قیمت معجزه - تاریخ: 1393/3/15 ساعت: 17:15
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدر و مادرش فهمید برادر کوچکش سخت مریض است و پولی هم برای مداوای آن ندارند.پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه ی جراحی پر خرج پسرش را بپردازد.سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت:فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد. سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از ز...
سد یا سکو - تاریخ: 1393/3/14 ساعت: 21:42
در زمان های گذشته،پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند ،خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان پادشاه،بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند.بسیاری هم غرولند می کردندکه این چه شهری است که نظم ندارد،حاکم این شهر عجب مرد  بی  عرضه ای ست و...با وجود...
هنر دیدن نادیدنیها - تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 15:42
از «کوفی عنان»،دبیر سابق سازمان ملل وبرنده ی جایزه ی صلح نوبل پرسیدند:مهم ترین و تاثیر گذارترین خاطره ی دوران تحصیل شما چه بوده است؟   وی پاسخ داد:روزی معلم درس علوم ما وارد کلاس شد و برگه ی سفیدی را به تخته سیاه چسباند.در وسط آن صفحه لکه ی سیاهی بود.از شاگردان پرسید:«بچه ها چه می بینید؟»   همه جواب...
هیچ کس زنده نیست...همه مردند - تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 0:47
دوستی میگفت:خیلی سال پیش که دانشجو بودم،بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند.تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند.ابتدا و انتهای کلاس.که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.هم رشته ای داشتم که شیفته ی یکی از دختران هم دوره اش بود.هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود،حتی اگر ن...
معنی مادر - تاریخ: 1393/3/8 ساعت: 21:44
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،   برادرم گفت:چرا چتری با خود نبردی؟   خواهرم گفت:چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟   پدرم با عصبانیت گفت:تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد!   اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد،گفت:باران احمق!   آری...این است معنی مادر.   تقدیم به روح مادرم که حتی نتوانستم ذ...
تبریک عید مبعث - تاریخ: 1393/3/6 ساعت: 2:02
زیر باران دعا کن - تاریخ: 1393/3/4 ساعت: 15:36
به اولین دانه ی بارانی که می آید خوش آمد بگو ، به زیر باران برو و برای خوشبختی و سلامت خودت و عزیزانت دعا کن ...از باران و برکت فراوانش پنهان نشو ،بگذار تا اشک ابرها ،روی صورتت سرازیر شود.بگذار تا نجوایی را از دل باران بشنوی که فرشته ها در گوش ابرها باز گویه کردند...خودت را بسپار به دست خدایی که آسم...
حدیث گهربار - تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 19:27
امام کاظم (ع) می فرمایند:   به خدا قسم،خیر دنیا و آخرت را به مومنی ندهند مگربه سبب حسن ظن و امیدواری او به   خدا،حسن خلقش و خودداری از غیبت مومنان   فاتحه و صلوات تقدیم به آنان که خیر دنیا و آخرت نصیبشان شد
رضایت قلبی - تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 19:30
جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی،تمام دنیا را گرفته بود.یکی از سربازان به محض اینکه دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است،از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند.   مافوق به سرباز گفت:اگه بخوای میتونی بری،اما هیچ فکر ک...
از قلب تا زبان - تاریخ: 1393/2/27 ساعت: 19:55
روزی زنی روستایی که هرگز حرف دلنشینی از شوهرش نشنیده بود،بیمار شد.شوهر او که راننده ی موتورسیکلت بود و از موتورش برای حمل کالا بین روستا و شهر استفاده می کرد،برای اولین بار همسرش را سوار موتور سیکلت خود کرد تا به بهداری ده ببرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دستپاچگی و خجالت نمی دانست دستهایش را ک...
یکی از بستگان خدا - تاریخ: 1393/2/25 ساعت: 17:39
شب کریسمس بود و هوا،سرد و برفی. پسرک پاهای برهنه ی خود را در برفهای کف پیاده رو جابه جا کرد تا شاید سرما کمتر آزارش دهد.او صورتش را به شیشه ی سرد فروشگاه جسبانده بود و به داخل نگاه می کرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت ،کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگا...
خدا جون،نذار بزرگ بشم - تاریخ: 1393/2/25 ساعت: 0:28
الو...الو...سلام. کسی اونجا نیست؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب نمی ده؟! یهو،یه صدای مهربون به گوش کودک نواخته شد،مثل صدای یه فرشته... _بله با کی کار داری کوچولو ؟ خدا هست؟باهاش قرار داشتم،قول داده امشب جوابمو بده. _بگو من می شنوم.  کودک متعجب پرسید:مگه تو خدایی؟من با خود خدا کار دارم...
راز موفقیت و آرامش - تاریخ: 1393/2/18 ساعت: 17:30
تنها راه رسیدن به آرامش عشق به یگانه پروردگار عالمیان است،خدا جون عاشقتم
ملاقات با خانواده ی خود! - تاریخ: 1393/2/17 ساعت: 13:53
دخترکی به میز کار پدرش نزدیک می شود و کنار آن می ایستد .پدر که به سختی گرم کار و زیر و رو کردن انبوهی کاغذ و نوشتن چیزهایی در تقویم خود بود،اصلا متوجه حضور دخترش نمی شود تا اینکه دخترک می گوید:«پدر چه می کنی؟» و پدر پاسخ می دهد:«چیزی نیست عزیزم!مشغول مرتن کردن برنامه های کاریم هستم.اینها نام افراد م...
تبریک به همه معلمها - تاریخ: 1393/2/7 ساعت: 23:56
 
خدایا سپاس - تاریخ: 1393/2/2 ساعت: 21:56
 
در آغوش خدا - تاریخ: 1393/2/1 ساعت: 19:26
 خواب دیده بود در ساحل دریا،در حال قدم زدن با خداست.در پهنه ای از آسمان،صحنه هایی از زندگی اش به نمایش در آمد.متوجه شد که در هر صحنه،جای پای دو نفر در ماسه های ساحل فرو رفته است،یکی جای پای او ودیگر جای پای خدا. وقتی به جای پاها دقت کرد،متوجه شد دقیقا در مواقع سخت و ناراحت کننده،فقط یک جای پا وجود د...
آرامش - تاریخ: 1393/2/1 ساعت: 0:05
به یاد مادر مهربانم که امروز ساکن بهشت است - تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 19:36
  جملات زیبا به یاد مادر  امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم این اشک های من از سردلتنگی است دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت کاش بودی... امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم می دانم جای تو خوب است وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند آخر میدانم که بهشت زیر ...
مادر - تاریخ: 1393/1/28 ساعت: 19:20