
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،
برادرم گفت:چرا چتری با خود نبردی؟
خواهرم گفت:چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
پدرم با عصبانیت گفت:تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد!
اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد،گفت:باران احمق!
آری...این است معنی مادر.
تقدیم به روح مادرم که حتی نتوانستم ذره ای از زحماتش را جبران کنم:
«سرم را نه ظلم می تواند خم کند،نه مرگ و نه ترس،سرم فقط برای
بوسیدن دستهای تو خم می شودمادرم.»

فرا رسیدن ایام مبارک ماه شعبان را به همه ی دوستان گلم تبریک می گم
آرامش...ما را در سایت آرامش دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: غزل
بازدید: 2545